محمد الريشهري
392
دانشنامه امام مهدى ( ع ) بر پايه قرآن ، حديث و تاريخ ( فارسى )
مىكنند كه ايشان هم اكنون زنده است و در قيام جهانى امام مهدى عليه السلام حاضر خواهد بود و با ايشان نماز خواهد خواند . « 1 » نيز خضر عليه السلام كه پيش از موسى عليه السلام در جهان زندگى مىكرده و هماكنون نيز زنده است . شيخ مفيد در اين باره مىفرمايد : الخضر عليه السلام موجود قبل زمان موسى إلى وقتنا هذا بإجماع أهل النقل و اتّفاق أصحاب السير و الأخبار سائحاً فى الأرض لا يعرف له أحد مستقرّاً و لا يدعى له اصطحاباً إلّاما جاء فى القرآن به من قصّته مع موسى . « 2 » خضر عليه السلام به اجماع اهل نقل و اتّفاق نظر سيرهنويسان و اهل خبر ، از زمان موسى عليه السلام تا زمان ما موجود است و در زمين مىگردد . كسى از جاى ثابت او خبرى ندارد ، و همراهىاى براى او شناخته نيست ، جز آنچه در بارهء ماجراى او با موسى عليه السلام در قرآن آمده است . گفتنى است شمارى از علماى اهل سنّت نيز معتقد به زنده بودن خضراند . ديار بكرى مىنويسد : جمهور علما بر اين عقيدهاند كه خضر ، زنده است . « 3 » افزون بر اين ، برخى از احاديث معتبر نزد اهل سنّت ، بر حيات دجّال در عصر پيامبر خدا صلى الله عليه و آله دلالت دارند و اين كه وى تا قيام مهدى عليه السلام زنده خواهد بود . « 4 » آيا كسانى كه به عمر هزار و چهار صد سالهء دجّال از زمان پيامبر صلى الله عليه و آله تا كنون اعتقاد دارند ، مىتوانند امكان طول عمر امام مهدى عليه السلام را انكار كنند ؟ « 5 »
--> ( 1 ) . ر . ك : ج 9 ص 13 ( بخش يازدهم / فصل پنجم / نماز خواندن عيسى پشت سر امام عليه السلام ) . ( 2 ) . الفصول العشرة : ص 83 . ( 3 ) . تاريخ الخمسين : ج 1 ص 106 . ( 4 ) . صحيح البخارى : ج 3 ص 1112 ح 2891 و 2892 ، صحيح مسلم : ج 4 ص 2243 ح 94 و ص 2245 ح 95 و 96 . ( 5 ) . شيخ صدوق بعد از نقل روايتى كه بر طول عمر دجّال و خروج آن دلالت دارد ، آورده است : « اهل عناد و انكار ، امثال اين خبر را - كه در صحاح ستّهء آنها آمده است - ، تصديق مىكنند و آنها را در بارهء دجّال ، غيبت و مدّت عمر طولانى و ظهورش در آخر الزمان ، روايت مىكنند ؛ امّا اخبار قائم عليه السلام را و اين را كه او مدّتى طولانى غيبت مىكند و آن گاه ظاهر مىشود و زمين را پر از عدل و داد مىنمايد از آن پس كه آكنده از ظلم و جور شده است ؛ تصديق نمىكنند ، با وجود آن كه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله و امامانِ پس از او به نام و غيبت و نسب او تصريح كردهاند و از طولانى بودن غيبت او خبر دادهاند و مقصود آنها ، خاموش كردن نور خداى متعال و باطل ساختن امر ولى اللَّه است : « وَ يَأْبَى اللَّهُ إِلَّا أَنْ يُتِمَّ نُورَهُ وَ لَوْ كَرِهَ الْكافِرُونَ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ ؛ امّا خداوند نورش راى تمام مى سازد . . . اگر چه مشركان راى ناخوش آيد » ( توبه : آيهء 32 ) و بيشترين احتجاج آنها در امر انكار امر حجّت عليه السلام اين است كه مىگويند : اين اخبارى كه شما در اين باره روايت مىكنيد ، ما روايت نكردهايم و آنها را نمىشناسيم . ملحدان و براهمه و يهود و نصارا و مجوسيان نيز همين را مىگويند كه : ما آنچه را شما مسلمانان در بارهء معجزات و دلايل پيامبر خود روايت مىكنيد ، صحيح نمىدانيم ؛ زيرا آنها را نمىشناسيم و روايت نكردهايم و از اين جهت به بطلان امر او معتقد شدهايم ، و اگر دليل منكران امر غيبت ، ما را ملزم سازد ، دليل منكران نبوّت هم آنها را ملزم خواهد ساخت و تعداد آن اقوام از اينها افزونتر نيز هست . همچنين مىگويند : به موجب عقل ما هيچ كس نمىتواند عمرى افزون بر عمر اهل زمانه داشته باشد و عمر صاحب شما افزون از عمر اهل زمانه است . ما به آنها مىگوييم : آيا شما تصديق مىكنيد كه دجّال و ابليس در غيبت ، عمرى بيشتر از عمر اهل زمانه داشته باشند ؛ امّا مثل آن را براى قائم خاندان محمّد صلى الله عليه و آله روا نمىشماريد ؟ با وجود آن كه در بارهء غيبت و طول عمر و ظهور او براى قيام به امر الهى نصوصى وارد شده است و بعضى از آن روايات را در اين كتاب ذكر كردهام ، و با وجود آن كه پيامبر صلى الله عليه و آله فرموده : إِذْ قَالَ كُلُّ مَا كَانَ فِى الْامَمِ السَّالِفَةِ يَكُونُ فى هذِهِ الْامَّةِ مِثْلُهُ حَذْوَ النَّعلِ بِالنَّعلِ وَ الْقُذَّةِ بِالْقُذَّةِ . . . ؛ هر آنچه در امّتهاى پيشين واقع شده است ، مو به مو در اين امّت واقع خواهد شد » . ( كمال الدين : ص 529 ، بحار الأنوار : ج 52 ص 200 ) .